اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
برای حذف نام خلیج عربی و برگرداندن نام خلیج فارس به نقشه ماهواره ای و آنلاین گوگل ارت نیاز به 1 میلیون امضا داریم.
قاصدک نیوز : شرکت گوگل مدتی است در ارائه نسخه های جدید نرم افزار گوگل ارث در کنار نام خلیج فارس از کلمه مجعول خلیج عربی نیز استفاده می نماید.
این در حالی است که بر اساس اسناد تاریخی و سیاسی موجود در سازمان ملل متحد تنها نام واقعی و قابل قبول بین المللی برای آبراهه جموبی ایران خلیج فارس می باشد که بر گرفته از نام قدیم ایران ( پرشیا ) می باشد.
همچنین رئیس مجمع تشخیص مصلحت در نماز جمعه دیروز تهران گفت با اشاره به نام خلیج فارس در اسناد و تفاسیر قرآنی بزرگان قرون اول تا پنجم هجری قمری، از اعراب و بویژه حوزههای علمیه کشورهای عربی خواست با نگاهی به این اسناد به ادعاها پایان دهند.
گروهی از هموطنان ایرانی به نمایندگی ۷۰ میلیون ایرانی داخل کشور و بیش از پنج ملیون ایرانی خارج از کشور نسبت به جمع آوری امضاء اینترنتی در اعتراض به این عمل اقدام نموده اند.
شما نیز با مراجعه به این سایت و وارد کردن اسم و ادرس ایمیل خود اعتراض خود را نسبت به این عمل اعلام کنید.تا در نسخه های بعدی این نرم افزار اصلاح صورت گیرد.
آدرس سایت :
http://www.petitiononline.com/sos02082
از دوستانی که سایت یا وبلاگی دارند می خوام که این پست رو در وبلاگ خود قرار بدن تا دوستان دیگر نیز مطلع شوند
من یه وبلاگی درست کردم درباره سری جدید گوگوش آکادمی٬حتما یه سری بزنین:
googooshacademy.loxblog
حتما تو نظر سنجیا شرکت کنین
ریال بای، یک سایت ارائه کننده مزایده آنلاین در ایران است که بر اساس تکنیک Penny Auction اقدام به برگزاری مزایده های می نماید. در این نوع مزایده ها، می توان کالاهای گران قیمت را حتی به بهایی معادل ده درصد قیمت آن خریداری کرد. این موضوع ممکن است ابتدا به نظر شما عجیب باشد. اما پس از آنکه به نحوه کار سایت پی ببرید کاملا متوجه قضیه خواهید شد:
روش کار به این صورت است که کاربران سایت برای شرکت در هر مزایده باید بلیت ورودی بپردازند و این بلیتها دارای ارزش ریالی هستند. بنابراین وقتی تعداد زیادی کاربر در یک حراج شرکت کنند، هزینه آن کالا به طور کامل توسط بلیتهای پرداخت شده، جبران می گردد! به همین سادگی! نمونه های خارجی این سایت بسیار معروف بوده و صدها هزار کاربر از سراسر دنیا در آنها به خرید کالا مشغول هستند. beezid.com و Quibids.com از معروفترین سایتهای این نوع تجارت میباشند.
1- برای استفاده از سایت، باید در آن ثبت نام کنید. ثبت نام در این سایت بسیار سریع و آسان می باشد. (اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، اینجا کلیک کنید)
- پس از ثبت نام به شما سه عدد بلیت رایگان داده خواهد شد. اینها بلیتهای شرکت در مزایده ها هستند. (توجه، در صورتی که چند اکانت باز کنید فقط به اکانت اول بلیت داده می شود)
شما در آینده می توانید به روشهای مختلف بلیت تهیه نمایید. برای مثال:
شما با معرفی هر کاربر جدید به این سایت، با هر بار خرید آن کاربر، تعداد 5 بلیت رایگان دریافت خواهید کرد! برای انجام این کار کافیست با ورود به صفحه دعوتها در صفحه پروفایل، لیستی از ایمیلهای دوستان خود را وارد کرده تا ما برای آنها از سوی شما دعوتنامه ارسال کنیم و درصورتی که فرد دعوت شده با کلیک بر روی لینک موجود در ایمیل وارد این سایت شده و ثبت نام نمود، معرف آن شخص شما خواهید بود. شما میتوانید لینک آدرس دعوتنامه خود را در سایتهای خود، وبلاگها و هرجا که دوست دارید با ارائه توضیح به اشتراک بگذارید تا هرکس با کلیک بر روی آن لینک وارد سایت ما شده و در آن ثبت نام کرد، پس از هر بار خرید با هر مبلغ بلیت، به شما 5 بلیت رایگان هدیه داده شود. توجه داشته باشید که با استفاده از قابلیت خرید فوری، یا شرکت انحصاری در حراجهای رزرو، از بلیتها می توان بدون رقابت در مزایده ها کالاهای مورد نیاز خود را با همان تخفیفهای ارائه شده خریداری کنید! برای ورود به صفحه دعوتها اینجا کلیک کنید
3- همه حراجها با قیمتی در حدود 1% الی 10% قیمت واقعی کالا شروع می شوند.
4- با هر بار افزایش قیمت، صد ریال (ده تومان) به قیمت کالا اضافه می شود.
5- همچنین، با هر بار افزایش قیمت، معمولا یک عدد بلیت از بلیتهای شما مصرف می گردد.
6- شمارش معکوس همچنان ادامه می یابد تا زمانی که به یک دقیقه آخر برسد. از این لحظه هیجان واقعی شروع می شود. چون از این بعد، هر بار که پیشنهاد افزایش داده شود، بین ده تا سی ثانیه به شمارشگر اضافه می شود. این افزایش جزئی زمان برای آن است که در یک دقیقه آخر بقیه فرصت فکر کردن و تصمیم گیری و اعلام پیشنهاد را داشته باشند. درست مثل حراجهای واقعی که وقتی حراج را بالا می برید، مسئول حراج مثلا می گوید صد تومان یک! صد تومان دو! صد تومان سه! فروخته شد!
7- هنگامی که شمارش معکوس به عدد صفر برسد، کسی که آخرین پیشنهاد را داده باشد، برنده مزایده اعلام می گردد.
8- در این سایت بطور مداوم کالاهای جدید برای ارائه به حراج معرفی می گردند. بنابراین بد نیست هر چند وقت یک بار سری به سایت زده و از آخرین حراجهای موجود با خبر شوید!
9- برای آموزش و آگاهی بیشتر، به قسمت راهنمای سایت مراجعه کنید.
نکته2: دلیل این که در این سایت می توان کالاهای بسیار نفیس را با این قیمتهای باور نکردنی خریداری کنید، آن است که شرکت کنندگان در مزایده ها برای شرکت در هر مزایده بلیت ارائه می کنند و این بلیتها با قیمتهای بسیار کمی قابل خریداری هستند و یا با معرفی دوستان به سایت بطور مجانی ارائه می شوند. ما باقیمانده قیمت کالای خریداری شده را با هزینه بلیتهای خریداری شده، جبران میکنیم.
نکته3: شما حتما لازم نیست که تمام مدت در مقابل کامپیوتر باشید، بلکه می توانید برای مواقع ضروری، از روباتهای خودکار ارئه شده در سایت استفاده کنید تا طبق شرایط تعیین شده توسط شما، اقدام به افزایش پیشنهاد کنند. برای اطلاعات بیشتر در این مورد به قسمت راهنمای سایت مراجعه نمایید.
نکته4: در این سایت انواع مختلفی از مزایده ها ارائه می شود که برای عادلانه کردن شرایط برای همگان در نظر گرفته شده است. برای مثال حراج تازه کارها فقط برای کسانی است که تا کنون در هیچ حراجی برنده نشده اند و یا حراجهای رزرو اختصاصی، پس از رسیدن به مبلغ رزرو، اجازه ورود شرکت کنندگان جدید را نمی دهد و فقط شرکت کنندگانی که اقدام به رساندن مبلغ مزایده به مبلغ رزرو کرده باشند می توانند در حراج با هم رقابت کنند.
طریقه کار:
به سایت چیتوزیا برین و پس از ثبت نام یک شکلک ساخته تا100امتیاز بگیرین(فقط 1 بار)بعد به شکلک دیگران رای
+یا- بدین تا امتیاز بگیرین و به بقیه پیشنهاد دوستی بدین تا امتیاز بگیرین
هرکی هم عضو شد من (چیتوز طلایی)رو دوست بدونه و نام کاربریشو بگه تا دوستش بشم.
- داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!
- رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم: پـــ نه پـــــ سکنجبین برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!
- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم…
- رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
- تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.
- به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره… میگه: بسلامتی مسافرین؟
… پــ نه پـــ… فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!
- رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم
سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه.
- رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.
- دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!
- به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ … پـــ نه پـــ فوت کن, قطع کن
- یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.
- مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟ میگم پـــ نه پــــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن!
- حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.
- رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه…
- دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم.
- طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!
- میگم بابا… تصمیمم رو گرفتم… می خوام زن بگیرم… میگه میشناسیش؟ میگم آره. میگه مجرده؟
پـــ نــه پــــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری.
- دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری …
- رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ پـــــ نه پـــــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.
- میگم آقا شهید همت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همت؟ میگم پــــ نه پـــــ می خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارم!!!
- ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ? لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم
به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـــ نــه پـــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم
- بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ?? درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـــ نــه پـــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
- رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
- یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ پــــ نه پـــــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!
- داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پــ نــ پـــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم
- کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟
پــ نــ پـــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون
- خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم…میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟
پــ نــ پـــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه…!
- میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پــ نــ پـــ میخوام قزل الا صید کنم
- نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پــ نــ پـــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده
- ساعت ۷ صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا
- تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پــ نــ پـــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم
- از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پــ نــ پـــ دارم
آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!
- یکی زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پــ نــ پـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!
- زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پــ نــ پـــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش
- حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا…..پــ نــ پـــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه
- صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پــــ نه پـــــــ اومدم اینجا برم دسشویی
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام, بقیش هم آدامس بدین!
به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم
رفتم دکتر میگم:دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن… میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ میگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ایران
حدود ? صبح بود رفتم سر یخچال تنگه آب رو برداشتم آب بخورم، دوستم بلند شده میگه میخوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ،تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم میخوام بهشون آب بدم
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید میگه پیاده میشی؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم…!!
با گل رفتم بیمارستان نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه بشه عصای دستم
داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!
به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم میگه نمره میخوای گفتم پَـــــ نَ پَــــــ… نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام
پایان تحقیقات در مورد پرونده قتل قویترین مرد ایران، متهمان به زودی صحنه حادثه را بازسازی میکنند و پرونده آنها با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال میشود. با پایان تحقیقات در مورد پرونده قتل قویترین مرد ایران، متهمان به زودی صحنه حادثه را بازسازی میکنند و پرونده آنها با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال میشود.
متهمان این پرونده 3 پسر به نامهای علیرضا، ناصر و علیرضا 17 و 18 ساله هستند. آنها شنبهشب گذشته هنگام تردد با خودروی پراید در 45 متری گلشهر کرج با خودروی روحالله داداشی، قویترین مرد ایران و سرنشین همراه وی بهصورت سطحی تصادف کردند که میان آنها مشاجره درگرفت.
در این حادثه 3 پسر جوان با قویترین مرد ایران درگیر شدند و یکی از آنها به نام علیرضا با 3 ضربه چاقو به قلب و گردن روحالله داداشی، او را مجروح کرد و همراه دوستانش متواری شد. داداشی در راه انتقال به بیمارستان از شدت جراحات درگذشت اما با تلاش ماموران، متهمان در کمتر از 30 ساعت دستگیر شدند و به اتهام وارده اعتراف کردند.
با عامل این جنایت گفتوگو شده است:
خودت را معرفی کن؟
علیرضا هستم و 18 سال دارم.
میزان تحصیلات؟
تا سال سوم راهنمایی درس خواندم و به دلیل این که علاقهای به ادامه تحصیل نداشتم، درس خواندن را رها کردم و اکنون کارگری میکنم.
رابطه شما با خانوادهات چطور بود؟
بد نبود و اختلافی با هم نداشتیم.
چطور با علیرضا و ناصر ـ همدستانت ـ آشنا شده بودی؟
در بوستان نزدیک خانهمان با هم دوست شده بودیم. آنها نیز مانند من به درس خواندن و ادامه تحصیل علاقهای نداشتند.
چرا چاقو حمل میکردی؟
یک روز برای ملاقات با دوستانم ـ ناصر و علیرضا ـ به بوستان نزدیک خانهمان رفته بودم که مشاهده کردم مردی غریبه راه یک پسر نوجوان را سد کرده و با تهدید چاقو از وی پول زور میخواهد. ترسیدم و فرار کردم و از همان موقع برای دفاع از خود سلاح حمل میکردم.
از شب حادثه بگو؟
آن شب از برادرم خواستم تا خودروی پرایدش را به من امانت دهد تا مادر بیمار یکی از دوستانم را به بیمارستان ببرم. با این ترفند خودرو را از برادرم گرفتم و سراغ ناصر و علیرضا رفته و برای تفریح به یکی از بوستانها رفتیم و پس از آن با خودرو در سطح شهر میگشتیم.
حادثه چگونه رخ داد؟
ساعات پایانی شب شنبه بود. در بازگشت به خانهمان در منطقه 45 متری گلشهر ناخواسته آینه کناری خودرو من به یک خودروی آزرا برخورد کرد و همین موضوع باعث درگیری ما با راننده و همراه وی شد. بعد از طی مسافتی خودروی هر دویمان در خیابان پونه در همان حوالی متوقف شد.
با بالا گرفتن درگیریمان وقتی مقتول قصد نزدیک شدن به من را داشت با دیدن هیکل تنومند وی ترسیده و برای نجات جان خود و دوستانم با چاقو به او حمله کردم و سپس فرار کردیم.
خانوادهات از ماجرا خبر داشتند؟
نه، وقتی به خانهمان آمدم خواب بودند. بلافاصله لباس خونآلودم را در سطل زباله انداخته و در خیابان گذاشتم و تا صبح خوابم نمیبرد و چهره مرد جوان مقابل چشمانم بود. گمان میکردم مردم او را به بیمارستان منتقل کرده و نجاتش دادهاند.
روز بعد پول و لباسهایم را درون ساکی گذاشته و از خانه بیرون زدم و به مادرم گفتم به مسافرت میروم. سرگردان کوچه و خیابانها بودم از دوستانم نیز خبری نبود. به شدت احساس ترس کرده بودم.
چطور از مرگ روحالله داداشی با خبر شدی؟
من نام مقتول را نمیدانستم و او را نمیشناختم. صبح دوشنبه وقتی سوار تاکسی شدم، از طریق رادیو شنیدم مردی که از قویترین مردان ایران و جهان بوده به طرز مرموزی کشته شده است، با شنیدن این خبر به شدت شوکه شده و میترسیدم او همان مردی باشد که من با چاقو به او حمله کرده بودم.
بعد چه شد؟
با پیاده شدن از خودرو به سمت کیوسک روزنامهفروشی رفته و چند روزنامه خریدم و با خواندن خبر قتل و دیدن عکس مقتول دیگر مطمئن شدم او همان مردی بوده که با وی درگیر شده بودم. چند بار با تلفن دوستانم تماس گرفتم اما پاسخی نمیدادند. با احتمال این که آنها از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدهاند، به فرار ادامه دادم تا این که هنگام خروج از کرج در میدان امام خمینی (ره) از سوی ماموران شناسایی و دستگیر شدم.
اکنون که دستگیر شدهای چه احساسی داری؟
تا پیش از دستگیری عذاب وجدان داشتم و چهره مقتول یک لحظه از مقابل چشمانم دور نمیشد، اما اکنون کمی آرامتر شده و فقط منتظرم هر چه زودتر مجازات شوم. دیگر نمیخواهم زنده باشم.
من شرمنده خانوادهام هستم. با لحظهای غفلت، کاری از من سر زد که باعث شد جوان بیگناهی را قربانی و زندگی خود و دوستانم را نیز تباه کنم.
سابقه کیفری داری؟
نه، ندارم.
حرف آخر؟
طاقت این همه عذاب را ندارم، از مسوولان قضایی میخواهم مرا مجازات کنند، کاش چاقویی حمل نمیکردم، کاش کسی به من میگفت در زندگی سرانجام خلاف و حمل چاقو مرگ است، از همه خجالت میکشم...
![[تصویر: 04.gif]](http://mail.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/04.gif)
بعد از رسیدن به ابراهیم در مرحله ۲.۲ خود به خود جلوی چشام خون جمع میشه.
چیکار کنم؟
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!
رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم میخوای گاز بزنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من میخوام لیس بزنم !
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.
رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن ۰۹۳۲
گفت : تالیا داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد
رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف ۴۰ متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم
رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده
دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم
تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال
به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه، به سلامتی مسافرین؟…
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش
رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه
رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه
رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!
دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!
رفتیم رستوران، میگم ۲تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر.میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام، بقیش هم آدامس بدین!
به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم
یارو اومده میبینه همکارم توی اتاق نیست. باز میپرسه خانم فلانی نیست؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خطکش بزن در بیاد
مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن
حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو
رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه!بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن … میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران
حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه میخوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم میخوام بهشون آب بدم
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم…!
با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.
دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم
یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!
رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!
میگم بابا… تصمیمم رو گرفتم… می خوام زن بگیرم…
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری …
رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن، میگه خاک تو سرم پلیس؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران!
طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!
به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!
به رفیقم میگم چه خوب میشه اگه جور شه واسه جامِ جهانی بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی میکنه، اسپانیا مهاجمِ خوب میخواد…!!!
میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستم خودشو پیدا کنم یه خانوادهای رو از نگرانی در بیارم!!!
به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟
می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد
مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه
دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره
به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ ثانیه امشب!!!
میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!
دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بش میگه دوستت بینی عمل کرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!
دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!
دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند
تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم
برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟
خانم آشپز:پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم
در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!
می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره!
پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم
نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ باده اون ور صورتم خوابیده!!!
اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!
میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟!میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!
تصاویری که مشاهده می کنید مربوط به جشنواره ای می باشد که کودکان با لباس هایی در اشکال غذایی شرکت کرده اند . این لباس ها طراحی و شکل زیبایی دارند و کودک را خنده دار نشان می دهند که امید است از دیدن این تصاویر زیبا و دیدنی لذت ببرید.